مشخصات:
{نام : اسماعيل
{ نام خانوادگى : آقاپور آرانى
{ نام پدر : محمد
{ تاريخ شهادت : 3/2/1361
{ مكان شهادت : عمليّات فتح المبين (شوش)
{ نوع عضويّت و شغل : بسيجى - دانشآموز
{محلّ دفن : گلزا ر شهداى امامزاده محمّد هلال بن على عليهالسلام آران
زندگی نامه
اسماعيل در سال 1/4/1344 در آران متولّد شد. او جوانى باوقار و آرام بود و
همّت و پشتكار زيادى داشت؛ براى كمك به پدر و مادرش به قاليبافى و كشاورزى
نيز مىپرداخت.
اوّلين اعزام او به ميدان نبرد، در شانزده سالگى و در تاريخ 16/4/60 بود كه به
منطقهى سرپل ذهاب (ارتفاعات بازى دراز) رفت. مدّت سه ماه در آنجا به دفاع از
كيان جمهورى اسلامى پرداخت. در بازگشت از جبهه ى سرپل ذهاب، پس از يك
هفته استراحت،به فرمان امامخمينى قدسسرهكه فرمودند : «حصر آبادان بايد شكسته
شود»، سريعاً به جبههى آبادان اعزام شد.
مأموريت سوم او، آزادسازى شهر بستان بود. در چهارمين و آخرين حضور در
ميادين نبرد در عمليّات طريق القدس و عمليّات فتح المبين (در خوزستان) حضور
يافت. اسماعيل شهامت خاصّى در نبرد با دشمن متجاوز از خود نشان داد و
بالاخره در آن عمليّات، در حال شكار تانكهاى عراقى، به وسيلهى گلولهى
ضدّهوايى دشمن به شدّت مجروح شد و پس از يك ماه بسترى در بيمارستان قائم
مشهد به درجهى شهادت نايل آمد.
روحش شاد، يادش گرامى و راهش مستدام باد !
«فرازى از وصيّتنامهى شهيد اسماعيل آقاپور »
«خدايا ! تو مى دانى كه هدف ما شهادت نيست ؛ بلكه پيروزى در راه توست.
خدايا ! تو شاهدى كه آگاهانه و براى جهاد در راه تو به جبهه ى جنگ مىروم، اگر
شهيد شدم، به آرزويم رسيده ام. خدايا ! تو را شكر مىكنم كه اين نعمت الهى را به
اين انسان ذليل عطا فرمودى .
اى امام ! اى كسى كه قلب هاى ما را تسخير كردى و اگر تو نبودى، در اين
سرزمين انقلابى رخ نمى داد. اماما ! اينك كه ضربهها از هر طرف به سوى تو نشانه
رفته است و تو به يارى خدا هم چون كوه استوار ايستادهاى و مسئوليّت سنگين
[رهبرى]را به دوش گرفته اى، مطمئن باش كه ما يار و ياور تو هستيم و از اسلام و
قرآن دفاع خواهيم كرد.
مادرم ! اگر در كنار جنازهى من قرار گرفتى، بگو اين افتخار و سعادت است كه
نصيبم شده است تا چنين فرزندى را روانه ى جهاد نمايم. بگو: مگر فرزند من
عزيزتر از علىاصغر عليه السلام و علىاكبر عليه السلام امام حسين عليهالسلام است كه جان خود را در راه
اسلام فدا كردند.
مادرم! در مرگ من زارى نكن و از امامخمينى درس بگير كه در شهادت فرزندش
اشك نريخت ؛ چون مىدانست رضاى خداوند در آن است .
خواهر عزيزم! سلام. حجاب، عفّت و پاكدامنى را سرلوحهى زندگىات قرار بده
و زينب گونه پيام شهيدان را به گوش جهانيان برسان .
برادران عزيزم! پيوسته در راه اعتلاى اسلام و فرامين امام خمينى از جان و دل
بكوشيد و راه شهيدان را پيش بگيريد .
ملّت ايران! از شما مىخواهم كه با اطاعت از امام كه فقط براى خدا و
مستضعفان جهان عليه مستكبران ، رسالت خود را انجام مىدهد؛ يارى دهندهى
اسلام باشيد و وحدت و همبستگى خود را حفظ كنيد...»
تاریخ ارسال: 1390/8/9
تعداد بازدید: 107