{نام : جواد
{ نام خانوادگى : پيرمرد آرانى
{ فرزند : محمّدعلى
{ تاريخ شهادت : 16/8/1361
{ محلّ شهادت : جبهه مرزى عين خوش (محرم)
{ نوع عضويّت و شغل : بسيجى ـ كارگر
{محلّ دفن : گلزار شهداى امام زاده محمّد هلال بن على علیه السلام آران
جواد پيرمرد در 1/1/1346 در يك خانواده مذهبى و كمبضاعت در محله
حجّتيه آران به دنيا آمد . جواد در كودكى با آلام روزگار و سختى دوران آشنا شد و
شاهد بر اين گفتار ، دست پينهبستهاش بود كه در كشاورزى به پدرش كمك مىكرد .
در گرماى تابستان در منطقه كويرى آران براى تأمين معاش خانواده و خريد كتاب
و لوازمالتّحرير براى خودش به كارگرى مىرفت و اين امر با رشد جسمى و فكرى او
تشديد شد .
جواد با پيروزى انقلاب اسلامى ، وارد مدرسه راهنمايى شد . جواد با تأسيس
كتابخانه در محل افراد را به مطالعه تشويق مىكرد و براى تعليم قرآن و احكام و
مسائل سياسى نيز در جلسات مذهبى حاضر مىشد . او معتقد بود كه كودكان و
نوجوانان را ما بايد به جلسات مذهبى سوق دهيم و به همين منظور در جلساتى كه
از طرف كتابخانه در هر هفته تشكيل مىشد ، بهعنوان همكارى با بچهها و براى
تشويق آنها جايزهاى درنظر مىگرفتند .
از جمله كارهاى ايشان ، اردوى خودسازى بود كه صبح جمعهها برادران را
جمع مىكرد و به كوهنوردى و صحرا مىرفتند . او جوانى مخلص و با ايمان و
عاشقى پاكباخته و فداكار بود . شور و شوق بىحدّش در به انجام رساندن آنچه
برعهدهاش محوّل مىشد ، خود حاكى از شناختى بود كه از خداوند متعال داشت .
قلب پرعطوفت و رفتار و گفتار مهرآميزش جاى او را در ميان خانوادهاش ،
خواهران و برادران كوچكترش باز كرد . با تشكيل بسيج در منطقه آران به آنجا
مراجعه كرد و آموزش نظامى ديد و در بسيج و پايگاه محلّه ، نگهبانى مىداد .
هنگامى كه امام خمينى رفتن به جبهه را واجب كفايى اعلام كرد ، سنگر مدرسه را
رها كرد و با عشقى كه به يارى رزمندگان اسلام ، داشت به بسيج سپاه مراجعه و
ثبتنام كرد . در اوايل تابستان سال 1361 براى آموزش به اصفهان رفت و پس از
آموزش نظامى راهى جبهه شد و بالاخره پس از پنج ماه حضور در جبهه ، در
عمليّات ظفرمند محرّم در جبهه مرزى عين خوش ـ دهلران هدف تركش خمپاره
قرار گرفت و روح پاك و بىآلايش او در كمال خلوص بهسوى رفيق اعلا پرواز كرد و
به مهمانى پروردگار شتافت .
روحش شاد و راهش مستدام و پررهرو باد !
تاریخ ارسال: 1390/10/3
تعداد بازدید: 113