ماشاالله آتشی نوش آبادی

مشخصات :



     {نام : ماشاءاللّه

     { نام خانوادگى : آتشى نوش ‏آبادى

     { فرزند : غلامحسين

     { تاريخ شهادت : 20/2/1361

     { محلّ شهادت : شلمچه (بيت‏المقدس)

     {نوع عضويّت و شغل : بسيجى ـ كارگر كارخانه كرك كاشان

     {مكان دفن : گلزار شهداى امام‏زاده محمّد  عليه‏ السلام نوش ‏آباد

 


زندگی نامه



     ماشاءاللّه اول آبان 1343 در نوش ‏آباد و در خانواده‏اى ساده و بى‏ آلايش ،

كشاورز و سرشار از نور ايمان ديده به جهان گشود . او فرزند چهارم خانواده بود ؛

والدينش با رنج و مشقّت به پرورش و تعليم او پرداختند . مادرش كه زنى استوار و

عاشق خدا و علاقه‏ مند به خاندان عصمت و طهارت  عليهم ‏السلام بود سهم به ‏سزايى در

تعليم و تربيت او داشت .

     او هفت ساله بود كه به دبستان شهيد ناصر فكرى رفت و دوران ابتدايى را با

موفّقيت پشت‏ سر گذاشت و وارد دوره راهنمايى شد . در اين دوره بسيار علاقه‏مند

به تحقيق بود امّا به علّت مشكلات معيشتى خانواده‏اش مجبور بود كه در كارخانه

صنايع كرك كاشان مشغول كار شود .

     ماشاءاللّه بسيار باوقار و مؤدّب بود و با همه با روى گشاده سخن مى ‏گفت و در

جلسات قرآن و نماز جماعت شركت مى ‏نمود . او بيش‏تر وقت خود را با خواندن

كتاب‏هاى مذهبى كه از كتابخانه مسجد مى‏ گرفت ، سپرى مى‏ كرد . ماشاءاللّه هرگز از

كار و تلاش و كمك به والدينش دريغ نداشت و با جدّيت به كارها مى ‏پرداخت .

     او با روحيه‏اى كه داشت سرانجام عاشق جبهه و جنگ و دفاع از ميهن اسلامى

شد و با ديگر برادران بسيج نوش‏آباد در فروردين سال 1361 عازم ميدان نبرد حق

عليه باطل گرديد و پس از آموزش لازم ، به خطّ مقدّم جبهه اعزام شد و در عمليّات

پيروزمندانه بيت‏ المقدّس شركت كرد و در روز جمعه 20/2/1361 بر اثر اصابت

گلوله دژخيمان بعثى به ديدار معشوقش شتافت و به خيل عاشقان پيوست .

روحش شاد و راهش مستدام و پررهرو باد !



«فرازى از وصيّت‏نامه شهيد ماشاءاللّه آتشى »

 

     خدمت پدر بزرگوار و مادر گرامى‏ام ! سلام ؛

     با درود به رهبر كبير انقلاب اسلامى ايران و با سلام بر شهيدان انقلاب اسلامى و

شهيدان جنگ تحميلى عراق عليه ايران و با درود بر رزمندگان و با سلام بر شما كه

چنين روحيه‏اى قوى و محكم داريد كه اميدوارم هميشه دنباله‏رو رهبر انقلاب

باشيد .

     پدرجان ! اميدوارم مرا حلال كنى . نمى ‏دانم چطور از زحمات تو قدردانى كنم كه

مرا به راهى بزرگ هدايت نمودى . هم‏اكنون در جبهه جادّه اهواز ـ خونين‏شهر

مى ‏باشيم .

     مادر و پدر عزيزم ! صبور ، محكم و استوار باشيد .

     برادران عزيزم ! اميدوارم حالتان خوب باشد و در پناه خدا و امام زمان به‏سر

ببريد .

     پدر و مادرجان ! به همه دوستان و آشنايان و همسايگان سلام مرا برسانيد و

برايمان دعا كنيد تا ان‏شاءاللّه پيروز شويم .

     ما خون خود را هديه نموديم تا قرآن و جمهورى اسلامى به رهبرى امام خمينى

پابرجا بماند ، بر شما باد كه پس از ما اين هدف را دنبال كنيد . والسّلام

 

ماشاءاللّه آتشى


تاریخ ارسال: 1390/8/4
تعداد بازدید: 88

ارسال نظر

نام:
ایمیل:
سایت:
نظر:
متن داخل تصویر را وارد نمایید:
این قسمت به حروف بزرگ و کوچک حساس نیست.