شهيد رضا شمس ابادي - شاه ستيزي قهرمان

کویر مرکزی ایران سینه پر رمز و راز تاريخ و زادگاه مردان بزرگی همچون شهید «رضا شمس آبادی » شاه ستیز شجاع از خطه نوش آباد از توابع آران و بیدگل است . ‏آران و بیدگل در شمال استان اصفهان قرار دارد و در دوران هشت سال دفاع مقدس ، شهدای بسیاری به سرزمين مقدس مهدی موعود (عج) تقدیم کرده است . در بیست ویکم فروردین سال 1343شرا ره سلاح مرگبار «شمس آبادی»در سنکستان مرمرین پهلوی رعشه بر اندام طاغوتیان افکند و مرگ سرخ اين سرباز فداکار ملت ، بارديگر پرونده مظلومیت مستضعفين تاريخ را گشود . رضا شمس آبادی در سال 1319 ‏کودکی در روستای شمس آباد ،حومه نوش آباد از توابع شهرستان آران و بیدگل که درآن روزگار بخشی از منطقه کا شان محسوب می شد ، به دنیا آمد که نامش را«رضا»نهادند . وی دوران طفولیت را به سختی سپری کرد و در سال های جوانی به مادرش ، در امر نخ ریسی ، دروچینی و خوشه جمع کنی و در امرار معاش به پدرش کمک می کرد . رضا بعد از مدتی به صورت شبانه مشغول تحصيل شد و خواندن و نوشتن را فراگرفت . شمس آبادی در14سالگی پدر خود را از دست داد و بدین ترتیب مشکلات زندگی او بيش از پیش شد . ماهنا مه«سیمای شهر»)نشریه داخلی شهرداری کاشان ) در شماره23خود در مطلبی با عنوان «شهید رضا شمس آبادی فریادی از کویر »نوشته است : در سال 1339 ‏که دکتر امینی ، عامل امپپریالیسم به کاشان سفر می کند ، رضا تصمیم می گیرد که او را ترور کند ، شمس آبادی پس از کشتار مردم در قیام 15 ‏خرداد سال42و در سن23سالگی به سبب تنگدستی و تهی دستی چهار بار از خدمت سربازی معاف شد ، اما تقدیر چنین بود که صحنه شهادت این انسان وارسته ، هنگام خدمت سربازی و در کاخ ظلم پهلوی ، رقم بخورد . این جوان برومند که اوضاع ایران را نابسامان می دید و سر منشاء مشکلات ایران را محمد رضا پهلوی می دانست ، تصمیم به اعدام انقلابی شاه خائن گرفت . وی کوشید به استخدام گارد جاویدان درآید؛ ولی به علت دو سانت کوتاهی قدش موفق به نفوذ در این گارد نشد، با این حال دست از تلاش بر نداشت و سعی کرد نقشه خود را به شکل دیگری عملی کند . ‏رضا سرانجام به عنوان سرباز لشکر گارد شاهنشاهی به انجام وظیفه مشغول شد و با اعتقاد راسخ به اینکه«فقط مرجعیت شیعه است که می تواند ملت را نجات دهد»در21فروردین سال 43 تصمیم گرفت هنگام ورود شاه به کاخ مرمر،او را به عنوان نماد ظلم2500ساله شاهنشاهی هدف گلوله های آتشین خود قرار دهد . شمس آبادی با این هدف ، پست خود را ترک کرد و در مقابل در ورودی کاخ قرار گرفت ، اما به علت تاخیر چند دقیقه ای شاه ، نقشه و محاسبات او به درستی عملی نشد . در این اثنا ، یکی از محافظین شاه که در پشت یکی از درخت ها مخفی شده بود ، او را مورد هدف قرار داد؛ اما شمس آبادی با استقامت در مقابل اصابت تیرها و کوشش بسیار موفق شد محافظ اول را به هلاکت برساند. رضا این بار با محافظدیگری رو برو شد و پس از جنگ تن به تن وي را نیز به هلاکت رساند. شاه خائن که ترس سراپای وجودش را فرا گرفته بود ، سراسیمه به سوي دفترش گريخت؛اما شمس آبادی او را از محوطه کاخ تا دفترش تعقیب کرد و به سوی او شلیک کرد ؛ با این حال ، شاه مجروح شد ، اما کشته نشد در همین هنگام ، شمس آبادی با بدن خون آلود در مقابل دفتر شاه به شهادت رسید . نویسنده کتاب نهضت امام خمینی (ره) در این باره نوشته است : رضا شمس آبادی قهرمانی که در پشت دیواره های کاخ مرمر به پاسداری گماشته شده بود و با کاخ و دفتر مخصوص فاصله زیادی نداشت،خواست با یک حرکت سریع و متهورانه خود را به دفتر شاه برساند و به زندگی پلید اوپایان دهد ، ولی افسوس که رگبار مسلسل دژخیمان و گماشتگان دفتر مخصوص شاه خائن فرصت عملی ساختن این رسالت مقدس را به او نداد و آن قهرمان عزیز را ناکام به خون پاکش غلطان ساخت . شمس آبادی با وجود آن که بدنش از رگبار مسلسل دشمن سوراخ سوراخ شده بود، با نیروی ایمان ، بدن ناتوان و پاره پاره خود را به حرکت درآورد و سینه خیز به سوی دفتر شاه رفت و فریاد زد : من باید این جلاد را بکشم . اگر چه شاه خائن در جریان این ترور از مهلکه جان سالم به در برد ، ولی او و حامیانش دریافتند که جلاد خون آشام ایران در بین مردم پایگاهی ندارد و آنها رژیمی متزلزل را باکمک عمال خود به زور حفظ کرده اند . متعاقب آن واقعه ، رژیم مستکبر طاغوت اعلام کرد : رضا شمس آبادی از نیرو های حزب توده بوده که با این عمل خواسته است شاه با تدبیرو دلسوز ملت را از میان بردارد! ایادی رژیم پهلوی ، جسد مبارک شهید شمس آبادی را در مکانی نامعلوم به خاک سپردند تا نشانی از او باقی نماند؛اما شمس آبادی با مرگ سرخش ، درخشان ترین پرونده مظلومیت یک ملت را گشود و فریاد حق خواهی مستضعفین کشورش را باشهادت خود به گوش جهانیان رساند. سنگ یادبود این شهید بزرگوار در کنار دیگر شهدای شهر نوش آباد در جوار امامزاده محمد بن زید بن حسن مجتبی (ع) مورد علاقه و احترام مردم قرار دارد . این مهم نیست که شمس آبادی نتوانست وجود نحس و پلید شاهی که به زور و زر و تزویر استکبار ، حکومت می کرد و نماد سال ها خفت و خواری ایران و ایرانی بود را از میان بردارد . و اهمیتی ندارد که شاه چند صباحی بیش زنده ماند و به نکبت خود دامن زد،‏بلکه مهم این است که شیرمردانی چون شمس آبادي درهمه حال به عهد وپیمان خود خدا پاي بند بوده و خود را مامور انجام تكليف مي دانند. امثال شمس آبادی،.بعداز واقعه ی جانگداز خرداد42،در خیابان وخانه ومسجد،باشاه به مبارزه برخاستندوهمچون شمس آبادی مورد هدف رگبارهاي بيرحمانه شاه قرار گرفتند كه داعيه ملت دوستي داشت.مهم آنست كه خون سرخ شمس آباديها به ثمر نشست و انقلاب شكوهمند اسلامي به رهبري امام خميني(ره)به نتيجه رسيد.و مهم این است که امروزه من و تو،خون مقدس شمس آبادي هارا از یادنبریم وبدانيم که چه بودیم وچگونه بدین جا رسيده ايم.مهم این است که خوب درک کنیم و خوب به درک خود عمل کنیم ؛چرا که شهید شمس آبادی و هزاران شهید انقلاب و دفاع مقدس خود مي دانستند كه كشته خواهند شد و خونشان زمين خاكي را سرخ خواهد كرد و نيز اين را مي دانستند كه ملت ايران ،ملتي است كه خوبي ها را فراموش نمي كند . براي ماندگاري خوبي ها جان نثاري مي كند.مهم همين فهم والاي ملت ايران و تعهد به پاسداشت خون شهداست.ياد و خاطره ي همه سربازان پاكباخته اين مرز و بوم پر گهر را گرامي ميداريم و به روان بلندشان درود مي فرستيم... يوسف صائب

تاریخ ارسال: 1390/11/5
تعداد بازدید: 34

ارسال نظر

نام:
ایمیل:
سایت:
نظر:
متن داخل تصویر را وارد نمایید:
این قسمت به حروف بزرگ و کوچک حساس نیست.