{نام : نعمت اللّه
{ نام خانوادگى : خانى
{ نام پدر : محمّد
{ تاريخ شهادت : 28/11/1364
{ مكان شهادت : فاو (عمليّات والفجر 8) اروندرود
{ نوع عضويّت و شغل : بسيجى ـ شغل جوشكارى
{ محلّ دفن : گلزار شهداى امام زاده هلال بن على علیه السلام آران
در اوّل مرداد سال 1347 در خانواده اى مذهبى، فرزندى در آران ديده به جهان
گشود كه والدينش به شكرانهى اين نعمت الهى، او را نعمتاللّه ناميدند. او به دليل
مشكلات مالى خانواده، تا پايان چهارم ابتدايى تحصيل كرد و در كنار تحصيل، براى
كمك مادّى به خانواده، مدّتى به حرفه جوشكارى مشغول شد.
در سال 1361 آموزش دورهى مقاومت بسيج را طى نمود امّا به علّت كمى سن،
از اعزام او به جبهه خوددارى كردند. پس از اصرار و پافشارى، موفّق شد سه ماه به
مناطق محروم سيستان و بلوچستان (منطقه ى چابهار) اعزام شود. شور و علاقه او
به شركت در جبهات نبرد موجب شد تا داوطلبانه در عمليّات والفجر 4 (مريوان)
شركت كند.
او مجدّدا در تاريخ 29/11/62 با كاروان لبّيك يا امام، عازم جبهه هاى حق عليه
باطل شد و هفت ماه در گردان امام محمّد باقر علیه السلام لشكر 14 امام حسين علیه السلام سپاه در
منطقه عمليّاتى حضور داشت.
بعد از اتمام مأموريّت فوق يك ماه در لشكر 8 نجف اشرف سپاه حضور داشت
و براى چهارمين مرتبه، با عشق به حضور در دفاع مقدّس به عنوان نيروى آموزش
ديده و مجرّب ، مجدّدا در گردان امام محمّد باقر علیه السلام ، لشكر 14 امام حسين علیه السلام
مشغول خدمت شد.
شهيد خانى در نهايت پس از چندين ماه آموزش و كسب آمادگى لازم، در
عمليّات والفجر 8 (تصرّف فاو) بىسيمچى بود. او در تاريخ 28/11/1364 از
ناحيهى سينه مجروح و آمادهى پرواز و عروج به سوى معبودش شد و لقاى
خداوندى را بر زندگى در جسم خاكى ترجيح داد.
روحش شاد، يادش گرامى و راهش مستدام باد !
«فرازى از وصيّتنامهى شهيد نعمتاللّه خانى »
«اينبار نيز تكرار تاريخ است و حقّ و باطل در مقابل هم صفآرايى كردهاند، با
اين خصوصيّت كه تمامى كفر متّحدا مقابل حق مىجنگند.
انقلاب اسلامى ايران به رهبرى امامخمينى جبهه ى حق را تشكيل داده و تمامى
كفر، صف مقابل. در اين ميان بنا به وظيفه و پيروى از ولايت فقيه و رهبرى امام،
وظيفه ى خود دانستم كه عملاً به يارى حق در جبهه بشتابم و به همين علّت، عازم
جبهه هاى حق عليه باطل شدم تا با حضور خود در جبهه به كلّيهى دشمنان اسلام
اعمّ از دشمنان خارجى و داخلى و منافقان اعلام كنم كه فرزندان اين ملّت
مستضعف و شهيدپرور، برخلاف خواست آنها، هر زمان احساس كنند كه اسلام
عزيز و انقلاب اسلامى به يارى ما، در هر لحظه و مكانى نيازمند است، آمادگى كامل
دارند تا حضور خود را اعلام كنند. به اميد اينكه خداوند اين عمل را خدمتى
كوچك از من قبول كند.
شهيدان چون شمع سوختند تا كورهراههاى تاريك زندگى را براى شما روشن
سازند تا بتوانيد با چشمانى باز راه سعادت را بپيماييد. پس رهبرى امام را رها نكنيد
كه با پشتوانهى رهبرى خداگونه اوست كه توانستهايم تا اين مرحله از انقلاب را پيش
ببريم. از روحانيّت مبارز و خطّ امام جدا نشويد...»
تاریخ ارسال: 1390/11/4
تعداد بازدید: 18