نیایش با معبود - بخش 2

نیایش با معبود:
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد عبّاس آبانی آرانی:
خدایا! از تو می خواهم مرا یاری کنی تا به هدف خالص ( جهاد فی سبیل الله ) و رضای تو برسم. خدایا! تو می دانی که برای حفظ دین، قرآن و دفاع از میهن و ناموس مردم ایران، عازم جبهه ها می شوم، یاری ام کن تا بر دشمنان تو غالب شوم.
خدایا! از تو می خواهم مرا در این راه مقدّس ( دفاع از میهن اسلامی خود ) به غیر خود مشغول نسازی و صابر و ثابت قدم، بر کفّارو متجاوزان پیروز بداری و اگر لیاقت شهادت داشتم، مرا از درگاه خود محروم نسازی.
خدایا! مرا از گناهان، لغزش ها و آلودگی ها پاک بدار تا در ملاقات با تو شرمنده نباشم.
 
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد احمد آبانی آرانی:
خدایـا! تـو را حمـد و ستایش می کنم که ما را در راهی قرار دادی که می توانیم کمی از قدرت اسلام را درک کنیم. خدایا! تو را شکر می کنیم که برای ما امام را عطا کرده ای که از وجود او جامعه مان آگاهی پیدا کرده و در راه اصلی و صحیح اسلام قرار گرفتـه انـد و می روند تا اسلام را در تمام جهان اشاعه داده و زمینة ظهور حضرت مهدی(عج) را فراهم سازند.
 
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد صالح آتشپور بیدگلی:
خدايا! گناه مرا ببخش و مرگ مرا شهادت در راه خودت قرار بده
خدايا! از تو مي خواهم كه با پيروزي و با سلامتي به خانه برگردم و دست زن و فرزندانم را بگيرم و به زيارت كربلا ببرم، ولي اگر شهادت را نصيبم گرداني چه باشكوه‌تر خواهد بود مرگ من، چون به قول رهبر عزيزم شهادت ارثي است كه از انبيا به ما رسيده است.
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد علی آزادپور:
خداوندا! تو شاهد باش که دوست ندارم در بستر بمیرم، چرا که دوستان و جوانان این ملّت شجاعانه جنگیدند و به شهادت رسیـدنـد و مـا نیز که خود را شیعة مولای متّقیان علی(علیه السلام) می دانیم و خود را پیرو سالار شهیدان حسین بن علی(علیه السلام) می دانیم، باید مانند آنان باشیم.
ای معبود من! توفیق فرما تا مرگ را چون دیگر یاران و عزیزان به بازی گرفته و از این کاروان عقب نمانیم.
خدایا! تو می دانی که آرزو و توقّعات انسان زیاد است ولی همة این ها خواب و خیال است و خواب و خیال نیز فانی، پوچ و بی محتوا است؛ فقط آرزوهایی قابل است که در جهت رسیدن به لقای تو باشد.
اینجانب از تو می خواهم که همة رزمندگان عزیز اسلام به کربلای ابا عبدالله (علیه السلام) برسند و در جوار مرقد مقدّسش عرض ادب نمایند.
 
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد اسماعیل آقا پور:
خدایا! تو می دانی که هدف ما شهادت نیست؛ بلکه پیروزی در راه توست. خدایا! تو شاهدی که آگاهانه و برای جهاد در راه تو به جبهه ی جنگ می روم، اگر شهید شدم، به آرزویم رسیده ام. خدایا! تو را شکر می کنم که این نعمت الهی را به این انسان ذلیل عطا فرمودی.
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد محمّد تقی ابتدایی:
بارالها! تو را شکر می کنم که مرا زیستن آموختی تا چگونه رفتن را بیاموزم.
به نام پروردگار و خالقی که به ما منّت نهاد و امام خمینی را که در بین ما هم چون آفتاب به ما روشنایی افکنده، به ما عطا نمود
 
 
 
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد احمد ابلی:
« با آرزوی سلامتی برای رهبر کبیر انقلاب و سلام بر شما امّت نمونه که با تلاش، همّت و ایمان خود فتنه های دشمن را خنثی کردیده ایدکه اگر شما امّت امام حسین(علیه السلام) می بودید، آن امام، مظلومانه کشته نمی شد... استکبار جهانی در صدد از بین بردن وحدت و تضعیف ایمان شماست.
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد علی محمّد اربابی
خداوندا! گنهکارم، روسیاهم، خوش ظاهر و بد باطنم، خوش لحن و بد عملم. مردم فکر می کنند که من یک مجاهد واقعی و فردی خوب هستم ولی تو می دانی که این گونه نیستم. پس خودت مرا بساز و مجاهد واقعی و سرباز امام زمان(عج) قرار بده.
 
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد علی اصغر اربابی بیدگلی:
خدايا ! اگر گناهكارم از تو مي خواهم كه مرا ببخشي و در صف شهداي في سبيل الله قرار دهي.
 
فرازي از وصّيت نامه ي سردار شهید علی اربابی:
خدایا! من حقیر که لیاقت این لباس بسیج را نداشتم تو به من عنایت کردی. خدایا! من فقط در این دنیا دوستیم با علی محمّدها و علی حسین ها و جواد عنایتی ها و... بود.
خدایا! حال که این عزیزان، بهترین انسانها رفتند ما را نیز پشت سر این عزیزان بفرست.
خدایا! کاروان خونین حسینی در حال حرکت است همة دوستان که با هم و پشت سر ما بودند رفتند ما از این کاروان عقب ماندیم
 
 
خدایا! من می خواهم در روز قیامت با لباس بسیجی و با همسنگرانم و صورت خونین خدمت امام حسین(علیه السلام) و مادرش زهرا(علیه السلام) برسم.
خدایا! با عدالت با ما رفتار نکن با رحمت با ما رفتار کن. خدایا فرج آقا امام زمان(عج) نزدیک بفرما خدایا یاران امام را محافظت فرما و رزمندگان اسلام به پیروزی نهایی برسان و به کربلای حسین(علیه السلام) برسان.
خدایا! با عدالت با ما رفتار نکن با رحمت با ما رفتار کن. خدایا فرج آقا امام زمان(عج) نزدیک بفرما خدایا یاران امام را محافظت فرما و رزمندگان اسلام به پیروزی نهایی برسان و به کربلای حسین(علیه السلام) برسان.
 
 
فرازي از وصّيت نامة شهید مصطفی اقبالیان:
بار الها! زمانی که تو فرمان جهادم دادی و مکلّفم نمودی تا در مقابل دشمنان بایستم، شمع شدم در ظلمت و دریدن پرده ی سیاهی ها را انتخاب نمودم. چنان باشد تا بسوزم و بر دیگران روشنی بخشم.
پروردگارا! اینک تو شاهدی که آگاهانه به مشهد خویش می روم و هیچ چیز غیر از عشق به تو، مرا به این وادی نکشانده است.
خدایا! من هر چه از تو در زندگی خواستم به من عطا فرمودی، شهادت در راهت را از من دریغ ننمودی. چطور بتوانم از عهده ی شکر تو بر آیم؟ حلاوتی که در جمع رزمندگان از دعا و نیایش آن ها و از « اشدّاءعلی الکفّار و رحماءبینهم » آن ها چشیده ام، هرگز در طول زندگی ام شاهد آن نبودم و بابت این، تو را شکر می کنم.
 
فرازي از وصّيت نامة شهید محسن اقبالی:
خدایا! شهادت را نصیب من گردان که شیرین ترین مرگ هاست. شهادت، دریچة آزادی من از دنیاست؛ شهادت، منتهای حرکت یک مسلمان؛ شهادت آرزوی قلب عارفان؛ شهادت نهایت آرزوی مشتاقان و عاشقان. آری! شهادت است که مرز حقّ و باطل را مشخّص می کند و حسین(علیه السلام) با پیام خونینش به مستضعفین عالم گفت: « ای مستضعفین! در هر کجا که هستید، اگر می توانید بمیرانید و اگر نمی توانید، بمیرید ».
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد جلال اكرامي:
خدايا! تو خود مي داني كه آن‌چنان عشق به تو و شهادت در راهت در من وجود دارد كه گويي همچون آتشي سـوزان سـرا پـاي وجـودم را مـي سـوزانـد و ايـن آتـش عشـق الهي هرگز در من خاموش نگردد، مگر با شهادتم
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد اصغر باغ بیدگلی:
بارالها! از چه و چگونه شروع کنم. بهتر است با کلام خدا شروع کنم: "وجاهدوا فی الله حق جهاد"، "برای خدا، حقّ جهاد در راه او را به جای آورید."
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد احسان باقری:
خدایا تو را می ستایم و شکر می کنم که بر من منّت نهادی و هدایتم فرمودی و بابی از درهـای جنّت را که جهاد فی سبیل الله است، به رویم باز کردی که اگر چه در جهاد اکبر ضعیف هستم و بر نفسم مسلّط نیستم، ولیکن یاد تو و نگاه به چهرة نایب امام زمانت خمینی روح خدا باعث اطمینان و آرامش قلبم می شود. خدایا! پیروزی با شهادت را نصیب من و تمام رزمندگان گردان... من این مرگ را بو کردم و بویش به مشامم رسید.
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد جواد باقری:
خدایا! تو خود می دانی که من فقط برای رضای تو و برای پیاده شدن احکام تو در روی زمین به جبهه آمده ام و بزرگترین آرزویم ریختن خونم در راه تو است.
چرا که تو خود به وجود آوردن آنی و ریختن این خون ناقابل شاید سبب آمرزش خطاها و گناهانی باشد که در این دنیای فانی و بیهوده انجام داده ام.
بارالها! عمر رهبر عزیز ما را زیاد بگردان؛ رهبر عزیزی که این ملّت را از فساد و خواب غفلت و سقوط در راه شیطان نجات داد.
خدایا! دشمنان اسلام مخصوصاً آمریکا و شوروی و اسرائیل جنایتکار را نابود بگردان و پرچم پر افتخار لااله الاّ الله ، محمّد رسول الله را به دست این امّت حزب الله در سراسر گیتی به اهتزاز دربیاور.
 
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد ماشاء الله باقری:
خداوندا! مرا به درجة رفیـع شهادت نائل بگـردان، چون چشم و جانـم و روح و روانـم، خمینی بت شکن می فرماید: « شهید از همه افضل است».
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد محمّد بذرافشان:
پروردگارا ! در اين لحظات كه براي عمليّات آماده مي شويم مرا مورد عفو خود قرار بده و بيامرز.
پروردگارا ! تو خود مي‌داني كه من براي هيچ‌گونه مقام يا ثروت و هدفي خاص به جبهه نيامدم. بلكه عشق به تو و براي لبيك به نداي امـام و دفـاع از اسـلام، زنـدگـي در شهر و رفاه ظاهري آن را رها كردم و به جبهه آمدم.
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد علی محمّد برادران:
بار الها ! شكر كه به من توفيق دادي تا در اين دانشگاه و كارخانة آدم سازي شركت كنم و به نداي «هل من ناصرِ يَنصرني» امام پاسخ مثبت دهم، حال از تو مي خواهم كه به من توفيق ساخته شدن و آدم شدن را عطا فرمايي.
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد سعید برادران:
خدایا! آنان که تو را شناختند، دل از این دیار فانی بریدند. آنان مرگ را که نامش برای داوطلبان دنیا مایه ی وحشت است، در میدان های نبرد به بازی گرفتند و به هنگام یاری دین در مصاف با متجاوزان، بسان شیر غرّیدند و هر چه لحظة شهادتشان نزدیک تر می شد، چهره ی آنان گلگون تر می گشت.
به دانشگاهی آمده ام که آموزگارش حسین(علیه السلام) و کارنامه ی قبولی ان شهادت است.
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد عباس بلندی:
خدایا! آرزوی شهادت در راه تو را دارم. پروردگارا! تو را شکر می کنم، که مرا در این برهه از زمان قرار دادی تا سربازی از سربازان تو و فدایی دین تو و عاشقت باشم.
خدایا! نصیبمان کن که پس از سال ها با خواری و ذلّت به سراغ ما می آید ما با عزّت و شرافت در سنین جوانی به سراغش برویم تا بار گناه کم تری به دوش بکشیم.
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد احمد علی بیابانپور:
بارالها! تو را سپاس می گویم که به من سلامتی عطا کردی و به من لیاقت دادی تا در راهت خدمت نمایم.
بارالها! تو را شکر می گذارم که در زمان چنین رهبری زندگی می کنم و چنین مرجعی دارم و به ملّت شناختی عطا کن تا رهبر را بشناسند و از فرامین او اطاعت نمایند.
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد عبّاس پر دل:
به نام خدا، پاسدار حرمت خون شهيدان، به نام او كه هر چه دارم از اوست، خدايا! تو را سپاس مي گويم كه به من سعادت دادي تا در جبهه شركت كنم.
خدايا! من تو را تنها خداي يكتا مي دانم و عقيده دارم كه پيامبران از آدم تا حضرت خاتم از جانب تو آمده اند و عقيده دارم كه امامان معصوم، خليفة تو در روي زمين بوده و هستند.
خدايا! به سويت مي آيم با دستي خالي و از تو اميد بخشش دارم.
 
 
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد حسن پهلوان زاده:
خدایا! من به میدان مبارزه آمدم در حالی که از ضعف های خود آگاهی داشتم، امّا به اسلحه ی شهادت مجهّز شدم و با قدرت، ایمان و عشق به میدان آمدم. خود را از بندهای مادّی آزاد کردم تا بتوانم با عظمت روح سخن بگویم.
ای خدای بزرگ! تو را شکر می کنم که راه شهادت را بر من گشودی؛ دریچه ای پر افتخار از این دنیای خاکی به سوی آسمان ها برایم باز کردی و لذّت بخش ترین امید حیاتم را در اختیارم گذاشتی.
خدایا! هدایتم کن زیرا می دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است.
خدایا! مرا از بلای غرور و خود خواهی نجات بده تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم...
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد اصغر پیر دهقان:
خداوندا! من تو را سپاسگزارم که پس از گذراندن شانزده سال دوران نادانی و ایّام فطور بودن در امیال دنیایی و شهوانی، به سوی نور و سعادت( حوزه ی علمیّه قم ) و اکنون به جبهه های نبرد رهنمون کردی.
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد علی جاویدنیا:
خدایا! تو نیک می دانی که برای تو و رضای تو قدم در این راه گذاشتم و این بزرگ ترین افتخار است که در چنین زمانی زندگی می کنم و در این موقعیّت زمانی، تحت رهبری چنین امامی به جهاد با کفّار مشغولم.
 
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد اسدالله جریده ای:
بار خدایا! خودت به رزمندگان اسلام نصرت بده تا به پیروزی کامل برسند و در صحن و سرای کربلا قدم بگذارند و نیایش کنند. ان شاءالله
 
فرازي از وصّيت نامه ي معلّم شهيد حسین جمشیدی:
خدایا! دوست دارم مرا در اخلاص کمک کنی تا فردی مخلص شوم و کارها را فقط برای رضای تو و تقرّب به سوی تو انجام دهم تا تو نیز مرا مخلص نمایی.
خدایا! دوست دارم گمنام و تنها بمیرم تا در غوغای کشمکش های پوچ مدفون نشوم و بازیچة دست گروهک ها قرار نگیرم.
خدایا! دوست دارم به اندازة تک تک سلول های بدنم خود را فدای اسلام نمایم و دوباره زنده شوم و جان خود را فدای اسلام و قرآن نمایم.
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد ابوالفضل جندقیان:
خداوندا! توفیق شهادت در راهت را به من عطا فرما که آرزوی دیرینه ی من است.
 
فرازي از وصّيت نامه ي سردار شهيد محمّد جندقیان:
از خداوند تبارک و تعالی آمرزش پدر مرحومم را خواهانم، چرا که در این راه خدمتگزاری به انقلاب و اسلام مرا تشویق و راهنمایی می کرد.
 
 
 
فرازي از وصّيت نامه ي بسیجی شهيد ابوالقاسم جوکار:
خداوندا! تو می دانی برای این عازم جبهه های حق علیه باطل و نور علیه ظلمت شدم تا شاید بتوانم قدمی در راه رضای تو بردارم.
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد علی اصغر حاجی پور:
خدایا! سوگند یاد می کنم که همیشه و تا آخرین نفس در راه مقدّس تو، برای تو و برای یاری دین، مستحکم و جان بر کف در راه تو فداکاری کنم.
 
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد مهدی حاجی زادگان:
خدایا! ترا شکر می کنم که توانستم تنها ذرّه ای از دینی که شهدا به گردن من نهاده بودند، به انجام رساندم.
خدایا! اگر خود صلاح می دانی من هم جزءیکی از شهدا باشم، مرگ مرا شهادت در راه خودت قرار بده.
فرازي از وصّيت نامه ي شهيد سیّد ماشاء الله حسینی زاده:
پروردگارا! به سوی تو می آیم و امیدوارم که مرا قبول کنی و شهادت را نصیبم گردانی که آرزوی همیشگی من است.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد علی اکبر حلاجی:
خدایا! حال که آمادة سفر شده ام، با کوله باری از گناه به سویت می آیم. بارالها! تو را به مقرّبان درگاهت قسم می دهم که از گناهانم در گذر. شهادت با معرفت کامل که نصیب بندگان خاصّ خود می کنی، نصیبم فرما.
ایزدا! معبودا! ببخش، که جز به فضل تو امیدی ندارم ( الهی و ربّی من لی غیرک )( فرازی از دعای کمیل)
بارالها! تو خود شاهدی که تنها معشوق من شرکت در جبهة جنگ، یاری دین خدا و رضای تو بوده و همیشه پیروزی و غلبه بر هوای نفس ( جهاد اکبر ) را خواستار بوده ام؛ چون که اگر ما بتوانیم در جهاد اکبر پیروز شویم، خواهیم توانست در جهاد اصغر هم پیروز شویم.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد مرتضی حیدری زاده:
ای خدای بزرگ! تو را شکر و سپاس که سرانجام شهادت در راهت را نصیبم گرداندی.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد علیرضا خبّازیان:
خدایا! می خواهم وصیّت نامه بنویسم امّا چه بنویسم، چرا که نوشتن برایم با وجود دست های لرزان قلم قاصر و زبان الکن و چشمانی کم سو و نفسی ضعیف، بسیار سخت است. چرا که تا به حال معبرم، سیل کفران نعمت و مقصودم، فنا و نابودی بوده است. چرا که بسیاری واجبات از من فوت شده و بسیاری منکرات از من سرزده است.
وای از این همه مصیبت، وقتی که حضرت علی(علیه السلام) در یک جا در لباس تمامی حق در مصاف با تمام کفر پیروز می شود و آن را سر به نیست می کند، باز هم از ترس می لرزد. پس ما چه بگوییم که دستمان خالی است و با این همه گناه به چه دل خوش کنیم. در این برهه از زمان، تنها حرکت در یک خط و آن هم خطّ رهبری است که ما را به سر منزل مقصود اصلی خواهد رساند.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد جعفر علی خرّم آبادی:
خدایا! بگذار گستاخانه در میدان شهادت، غرور و تکبّر را با آب اخلاص و خلوص صدق و تواضع شست و شو دهم و با خون خود ننگ هزار ساله ی تاریخ را بشویم. چنان که قرآن می فرماید:
"کل نفس ذائقه الموت"یعنی تمام نفوس خواهد مرد ولی بهترین نوع مردن، شهادت در راه خداست.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد عبّاس خندان:
خداوندا! مشتاق دیدار تواَم ولی چه کنم که حجاب ها مرا پوشانده است.
خدایا! تمام دوستانم عاشقانه به سوی تو پر کشیدند ولی من بی ثمر مانده ام و دست خالی پیش تو می آیم و از تو طلب آمرزش دارم.
خدایا! با ریختن خونم پرده های ظلمت را از من برگیر و مرا به سوی نور رهنمون باش.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد حبیب الله خنده رو آرانی:
به نام خداوندی که هر چه هست از اوست و بدون او هیچ نیست؛ زندگی و مرگ در دست اوست. شهدا شمع محفل بشریّتند.
خدایا! من نیز آرزو دارم یکی از این شمع ها باشم و با سوختنم انقلاب نو پای ایران را یاری کنم.
خدایا! اگر صلاح می دانی مرگ مرا شهادت در راهت قرار بده.
خدایا! تو را شکر گزارم که مرا در این مقطع زمانی قرار دادی تا سربازی ازسربازان حسین زمانت باشم و جانم را فدای دین محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم)کنم.
معبودا! امیدوارم مرا ببخشی و مرا از سربازان امام حسین(علیه السلام) قرار دهی و با آنان محشورم گردانی.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد ابراهیم خواجه منصوری:
خدایا! تو را شکر و سپاس می گویم که مرا در این مقطع از زمان آفریدی و توفیق یاری اسلام و رفتن به جبهه را نصیب این بندة حقیر کردی.
خدایا! تو خود می دانی که اکنون دلم شکسته است و مملوّ از عشق تو.
خدایا! از تو می خواهم هر چه زودتر شهادت را نصیب من گردانی.
بار خدایا! توفیق ادامة راه شهدا را به ما عطا فرما.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد ابراهیم دادگر:
بارالها! گناهان مرا ببخش و مرا از سربازان امام زمان(عج) قرار بده و چنان کن که در موقع کارزار و جنگ با دشمن، بیمی بر دل راه ندهم و با آنان تا آخرین فشنگ بجنگم.
خدایا! مرا بر نفس خویش مسلّط گردان تا بتوانم بر شیطان خود غالب گردم.
خدایا! من که درس آزادگی را از حسین آموختم و به ندای فرزند راستین او، خمینی، لبّیک گفتم، اگر لیاقت شهادت را دارم، مرا به این سعادت بزرگ نایل گردان.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد دخیل الله دارچینی:
خدایا! نمی دانم از اثرات گناهانم چه کنم که اگر مرا نبخشی به کجا روم و به کی روی آورم.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد محمّد داروغه:
خداوندا ! ما را موفق كن تا در راه عقيده و آرمانمان قيام كنيم و بر كفر و ظلم فايق آييم.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد علی اکبر دو لت آبادی:
بار الها! من گناهکارم، به پیشگاه تو روی آورده ام؛ ای مهربان ترین مهربانان! از گناهان من بگذر.
 
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد عبّاس دهقانی:
پروردگارا! به من بندة فقیر سرا پا آلوده و بی نوای غرق در عجز و نیاز و دل سوختة پریشان نظری کن و شدیدترین دشمن، یعنی هوای نفس را از میان زندگی ام بردار.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد بیژن ذوالفقاری:
ای خدای مهربان! خودت فرمودی که مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را.
اکنون به سوی تو می آیم و از تو پیروزی می خواهم که نصیب این مردم کنی.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد عباسعلی رحمتی:
خدایا! حال که این وصیّت نامه را می نویسم از تو می خواهم که لیاقت شهید شدن را به من عطا کنی و از تمام گناهانم درگذری.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد محمود رضایی:
بار خدایا! از تو می خواهم توبه ام را بپذیری، گناهانم را ببخشی؛ اگر رضایتت در شهادت من است مرا ببر و اگر رضای تو به ماندنم است، مرا نگهدار و یاری کن.
خدایا! رهبر انقلاب را تا انقلاب مهدی(عج) نگهدار.
 
فرازي از وصّيت نامة دانشجوی شهيد احسان الله رفیعی:
معبودا! نمی دانم آن لحظة پر شکوه شهادت و وصال می رسد، آیا توفیق نظاره بر فروغ تابناک ملکوتی تو را خواهم داشت؟ آماده و مشتاق دیدارم و چه آشنایی شیرینی است.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد علی رضا رمضانی بیدگلی:
خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی، حتّی کنار مهدی، خمینی را نگهدار.
خدایا! مرا از آمرزش خواهان قرار بده و از بندگان شایسته و فرمانبرت قرار بده.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد علی محمّد رمضانی بیدگلی:
حمد و سپاس بر خداوند قادر منّان و صلوات و سلام بر محمّد مصطفی( صلی الله علیه و آله و سلم ) ائمّة اطهار به خصوص امام زمان(عج) و سلام بر رهبر کبیر انقلاب، خمینی بت شکن و کلّیة خدمتگزاران مخلص اسلام. خداوندا! شکر تو را که به اینجانب لیاقت آمدن به جبهه را عطا فرمودی.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد علی اکبر رنگینی:
به‌نام خداوند بزرگ كه با ياد و ذكر او قلب ما آرام مي گيرد و با درود و سلام به رهبران آسماني مخصوصاً حضرت محمد ابن عبدالله(ص) و ائمه معصومين(عليهم السلام) و بر تمامي پيروان آنان از آغاز تاكنون و با سلام بر رهبر كبير و بزرگوار انقلاب، با درود به ارواح پاك شهيدان اسلام مخصوصاً سيدالشهدا(عليه السلام) كه آموزگار و معلم شهادت است و همه شهيدان انقلاب اسلامي و شهداي جنگ تحميلي عراق عليه ايران و شهداي 7 تير كه در رأس آنان شهيد مظلوم بهشتي بود.
پروردگارا! بنده حقير در جهل و نا آگاهي به‌سر مي برم.
خدايا! ظلم كردم بر نفسم و اگر مرا نيامرزي و رحم نكني، البته روسياه خواهم بود.
 
فرازي از وصّيت نامة پاسدار شهيد حسین روحانی:
الهی ما عبدتک خوفا من نارک و لا طمعا فی جنّتک بل وجدتک اهلا للعباده فعبدتک
خدایا! تو را برای بهشت و جهنّم بندگی نمی کنم، چون تنها تو لایق عبادت هستی.
خدایا! زبانم را هم چون به راستگویی زبان ابوذر و سلاحم را هم چون شمشیر مالک اشتر بُرّنده و کوبنده بر قلب دشمن و استقـامتـم را در مقابل دشمن هم چون میثم که اگر زبانم را از پشت بیرون بیاورند، دست از خمینی بر نمی دارم.
 
فرازي از مناجات و وصّيت نامة شهيد علی روحانی یزدلی:
بار خدایا! من چه بودم و تو با من چه کردی؟ از من چه دیدی؟ از کدام گناه من خوشت آمد که نورت را به قلب سیاهم تابش دادی و به خود مشغول کردی و اکنون مرا کنار سفرة خود نشانده ای، مگر من گنهکاری بیشتر بودم؟ پس این همه کرامت چرا؟
ای خدای من، ای مولای من! تو خود می دانی که ما عاشق جوار رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هستیم. همنشینی با علی و آل علی(علیه السلام) آرزوی ماست. هر چه آرزو بلند و لقمه بزرگ، لکن کرامت تو مرا به این گستاخی واداشته است.
بارالها! گناهانم را ببخش، فشار قبر را بر من آسان گیر، عبور از صراط را سهل گردان و ما را با حسین(علیه السلام) محشور بگردان.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد محمود زاهدی:
پروردگارا! اکنون که رضای تو را در این دیدم که به جبهه بروم و از دین تو حمایت کنم و در برابر این شیطان بجنگم، تو هم از این حقیر و روسیاه راضی و خشنود باش و این بندة ضعیف و ناتوان را در شمار بندگان خالصت قرار ده.
 
 
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد محمّد رضا زلفی یزدلی:
    خدايا! مرا از بندگان خاصّ خود قرار بده و شهادت را نصيبم گردان، سراسر وجودم مملوّ از نافرماني توست پس اي معبود! رحم كن و شهادت را نصيبم كن، شهادت خالصانه ای که مقبول توست.
   خداوندا، تو شاهد هستي كه از تمام مظاهر مادي دور شده ام تا به تو پناه بياورم و به عشق تو و انبيای تو حركت كردم و اينك فقط منتظر پيوستن به تو هستم ولا غير.
معبودا خواهان شهادت هستم نه به اين منظور كه از زندگي دنيا خسته شده ام بلكه مي خواهم گناهاني را كه انجام داده ام به وسيله رنج و سختي در راه تو از بين برود و با ريختن خونم به خاطر رضاي تو پاك شوم.
   اي معشوقم! مرا فرا خوان كه ديگر نمي توانم صبركنم، راستي چه سخت است آنگاه كه بين دو دوست صميمي جدايي مي افتد و چه دشوار است آن موقعي كه بين عاشق و معشوق فاصله مي افتد و چه سخت است آن لحظه اي كه يك رهرو به مقصودش نمي رسد.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد احمد زمینی:
خدایا! مرا از کسانی قرار بده که در راه تو قدم بر می دارند و در این راه سخن می گویند.
خدایا! تو می دانی که من جز عشق به تو چیز دیگری ندارم.
خدایا! آیا وقت آن نرسیده است که یک جان ناقابل تقدیم تو دارم؟
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد سیّد عبّاس سادات حسینی:
اي خدا! به نام تو شروع مي‌كنم زيرا تو علّام الغيوبي و كاشف الكروبي،
خدايا! مرا از تاريكي و ظلمات به سوي نور هدايتم كن، چون مي دانم صراط مستقيم از مو باريك‌تر است و مي دانم اگر در تاريكي باشم، حتماً به فساد و تباهي كشيده مي شوم و مي دانم كه گمراهي و فساد چه بلاي خطرناكي است، خداوندا! من اگر هميشه و حداكثر در نمازهاي يوميه تو را عبادت مي كنم، خداوندا ! به وسيلة عُجب عبادتم را خراب نكن و مرا از عُجب و فخر و كبر و غرور رهايم ساز.
خداوندا ! قلبم سياه است و آن قدر قساوت دارم كه نمي توانم زيبايي هاي جمال تـو را درك كنم و آن قدر گناه كرده ام كه پردة گناه، مرا از ديدن امام زمانم محروم مي نمايد.
خداوندا! در واپسين لحظات عمرم به تو پناه مي آورم، از تو كمك مي خواهم و دست به دامن تو مي زنم.
خداوندا! به قول چمران پرِكاهي در مقابل يك طوفان هستم، به مخصوص ترين نام‌هايت و به خون تمام شهيدان راهت و به حلقوم بريده امام حسين(عليه السلام) قسمت مي دهم، چون خودت گفتي هر كس مرا به حسين(عليه السلام) قسم بدهد، دست ردّ به سينه او نمي زنم و نخواهي زد.
 خداوندا! به عزّت و جلال شكوهمندت و عصمت پيامبرانت و به فروغ اوليايت و به دعاي شايسته گانت قسمت مي‌دهم توبة قبل از مرگم را بپذير و آرامشي به هنگام مرگم و آمرزشي بعد از مرگم بده و مرا از عذاب آتش برهان و مرا به بهشت وارد كن.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد عبّاس ساکنی:
امید است خداوند منّان مرا نیز به قافلة شهدا ملحق سازد که سخت در انتظار این فیض عظیم هستم ای خدای بزرگ! راضی ام به رضای تو، هر چه بخواهی، من نیز آن را می خواهم.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد حسین علی سبیلی:
خداوندا ! از تو مي خواهم تا مرا نيامرزيدي از اين دنياي فاني نبري و آن‌گاه شهادت در راهت را كه خاص بندگان مخلص توست به من ارزاني دار، اميدوارم در قيامت شرمندة شهدا نباشم.
 
فرازي از وصّيت نامة دانشجوی شهيد محمّد سرکاری:
ساعت هـای آخـر عمـر من است. اشک شوق به گونـه هـایم می چکد و هر لحظه یادی از صحرای کربلای حسین(علیه السلام) در چشمم مجسّم می شود، عزیز زهرا اهل و عیالش دور او را گرفته بودند.
اکنون احساس می کنم که خدایم را یافته ام و به سوی او حرکت می کنم و از او می خواهم برای لحظه ای نیز مرا به خود وامگذارد که همین یک لحظه امکان دارد لغزش از ما سر بزند.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد سیف الله سلطانی:
خداوندا! گناهان مرا ببخش و مرا مورد لطف خود قرار بده.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد عبّاس سلطانی:
« من جاهد فانّما يجاهد لنفسه انِّ الله لغنيّ عن العالمين » ( عنكبوت، آيه 61 )
« الدنيا مزرعه الاخره ؛ دنيا كشتزار آخرت است.» (پيامبر اكرم «صلي اله عليه و آله»)
شكر خداي را كه ما را در اين دوره و زمانه قرار داد. شكر خداي را كه خميني را به ما داد تا ما را راهنمايي كند و نقش ظالمان را به ما نشان داده و روشن كند و حمد خداي را كه ما را ياران اين امام قرار داد و باز شكـر كـه ايـن ظالماـن و خـائنان و منافقان رويشان سياه شد و حمد خداي را كه چنين پدر و مادري به ما داد كه
]به ما[اجازة حضور در جبهه را بدهند و خود جزء ياراني از امام باشند.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد سیّد محمود سیّدیان:
خدایا! تو خود می دانی که من عاشق شهادتم، پس در راه نصر اسلام شهادت را نصیبم فرما و مرا از صالحان درگاهت قرار بده و در لحظات بین مرگ و زندگی، امام زمان(عج) را بر بالینم بفرست و امام حسین(علیه السلام) را به کنارم بفرست ( چون به عشق و شور حسینی بود که به جبهه آمدم ) و شیطان لعین و رجیم را از من دور کن که شیطان انسان را وسوسه می کند.
آفریدگارا! تو می دانی که اگر مرا بکشند و دوباره زنده کنند و این کار را هزار بار هم تکرار بکنند، من دست از یاری اسلام بر نخواهم داشت، پس خدایا! شایستگی یی به من عطا فرما که بتوانم بیش از گذشته به اسلام خدمت نمایم.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد حبیب الله سیفی پور:
خدایا! از من راضی باش و از گناهان من بگذر و مرگ مرا شهادت در راه خود قرار بده.
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد حسن شاخوسی:
منّت خداي را كه بزرگي از آن اوست.
خدا را شكر كه ما را در شرايطي آفريد كه مي توانيم راه را از چاه باز شناسيم.
بارالها! با اين زبان الكن تو را شكر مي كنم كه ما را در زماني خلق كردي كه بزرگ رهبري چون خميني عزيز داريـم و تـو را ستايـش مي كنيم كه، كشتيباني نوح گونه چون او را داريم كه كشتي طوفان زده انقلاب را رهنمود مي كند. خداونـدا! تـو را بـه مقـربـان درگاهـت او را براي اين امت نگهدار.
باري اين وصيت نامه را در شرايطي مي نويسم كه عازم جبهه هاي نبرد حقّ عليه باطل هستم. خداوندا! تو آگاهي كه با كوله باري از گناه مي روم،  پُشتم از سنگيني گناه خم گشته، ولي خودت گفته اي كه بزرگ ترين گناه نا اميدي است و من هم به همين دليل اميدوارم به كرم تو و بخشش را از تو مي خواهم.
 
 
فرازي از وصّيت نامة شهيد غلامرضا شاطریان:
« إنّ الله يحب الذين يقاتلون في سبيله صفاً كأنّهم بنيان مرصوص »
خدايا! از تو مي خواهم كه شمع باشم تا راه را روشن كنم.
خدايـا! از تـو مـي خـواهـم كـه وجـودم را تبـاه نكنـي و اجازه دهي تا آخر بسوزم و خاكستري از وجودم نماند. خدايا! به ميدان مبارزه آمده ام كه با دشمنان قويی كه دولتهاي بزرگ حمايتشان مي كنند مبارزه كنم. مي دانم گناهانم بسيار بودند، چاره اي جز روي آوردن به اسلحة شهادت نداشتم و با قدرت و ايمان و عشق به ميدان آمدم و با بُرَّندگي حقيقت به پيش بتازم و با غرّش رعد آسا بر حق بودن انقلاب را بر فرق منافقان و ملحدان بكوبم.
 
 
 
 

تاریخ ارسال: 1391/7/6
تعداد بازدید: 2298